سيد ظهير الدين مرعشى

15

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )

شروين باوند خروج كرده و طبرستان را از دست امراى عرب واستانده بودند و با ايشان هم عهد كرد و لشكر داد تا عمر بن العلا با جمعى از امرايى كه در رويان بودند منهزم گردانيده و بعضى را مقتول كرده و مملكت موروثى را در تصرّف آورد . اصفهبد عبد الله بن ونداد بن شهريار بن بادوسپان اول كسى است كه از ظلم محمد اوس و امراى خليفه در طبرستان تمرّد كرد و با حضرت قطب الاولياء سلطان محمد كياى دبير صالحانى كه اكنون از كثرت استعمال اهل رويان سلطان كميدور مىخوانند بيعت كرده و عقب حسن بن زيد كه داعى الكبير او را مىخوانند فرستاد و بياورد تا در تمامى طبرستان حاكم و مسلّط گشت . اصفهبد بادوسپان بن افريدون بن قارن و اصفهبد شهريار بن بادوسپان با ناصر الكبير چهل روز جنگ كرد . اصفهبد محمد بن شهريار بن جمشيد ، به عهد او داعى الصغير از لشكر خراسان گريخته پناه به دو برد . استندار داعى را گرفته بند نهاد . استندار ابو الفضل بن محمد بن شهريار با اصفهبد شهريار بن داراى باوند خلاف كرد تا جدال و قتال در ميان آمد . اصفهبد از او گريخته نزد حسن بويه رفت و لشكر آورده تمام طبرستان را ضبط كرد . استندار ابو الفضل سيّد ( الثاير باللّه ) ابو جعفر را از گيلان بياورد و به تعصّب اصفهبد و حسن بويه ، ابن عميد را با لشكر به آمل فرستاد . به تمنكا با سيّد مصاف دادند . لشكر حسن بويه منهزم شد . ثاير علوى به آمل نزول كرد و استندار ابو الفضل به خرّمه‌زر بالاى آمل فرود آمد . بعد از مدتى ما بين ثاير و استندار مخالفت افتاد . استنداد به ولايت خود رفت . ثاير بىاو نتوانست به آمل اقامت كند به ضرورت به گيلان رفت . اصفهبد حسام الدوله زرين‌كمر و ولد او سيف الدوله با حرب و ولد سيف الدوله اردشير و برادر - زادهء اردشير فخر الدوله نماور و ولد او عز الدوله هزار اسف ملوك عظام بودند . و به تمامى نواحى استندار را حاكم و فرمان‌فرما بودند . با آل بويه كه در عراق استيلا